جنگ شناختی و انحراف اعتراضات بحق مردم

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ به انحراف کشیده شدن اعتراضات بحق مردم، نه تنها در داخل، بلکه در منطقه و جهان بار دیگر دریچههای درگیری سیاسی و رسانهای را باز کرده است. آمریکا و رژیم صهیونیستی این فضا را فرصتی ارزشمند برای افزایش فشار بر ایران و افزایش تهدیدات خود علیه جمهوری اسلامی تلقی کردهاند. در حالی که غرب مدعی «حمایت از معترضان» است، رویکردی صریحتر نشان می دهد، رویکردی که به استفاده از اعتراضات به عنوان وسیلهای برای ایجاد اغتشاش و تضعیف نظام متکی است.
راهبرد «مهار انعطافپذیر» ایران مبتنی بر ترکیب پاسخهای اقتصادی به برخی مطالبات اجتماعی با اقدامات امنیتی شدیدتر برای محافظت از مراکز حیاتی است
این رویکرد شامل تهدید مستقیم به تجاوز نظامی در صورت استفاده نیروهای امنیتی از زور برای مقابله با اغتشاشگران است. این تهدید با منطق «صلح به وسیله قدرت» که به وسیله دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا حمایت میشود، همسوست. وی تحمیل شرایط به وسیله زور را راهی برای گرفتن امتیازات سیاسی عمده، به ویژه در زمینه برنامه هستهای، موشکی و سیاستهای منطقهای حمایت از جنبشهای مقاومت میداند .
از این منظر، رویارویی دیگر محدود به تحریمهای اقتصادی مجدد علیه تهران نیست و ترکیبی از فشار روانی، تبلیغات رسانهای و مدیریت ناآرامیهای داخلی را دربر میگیرد که با عنوان «جنگ شناختی» شناخته میشود. این جنگ، آگاهی عمومی، روحیه مردم و نهادهای دولتی را هدف قرار میدهد و راه را برای تحمیل واقعیت سیاسی جدید هموار میکند. در قلب این جنگ، اینترنت به عنوان ابزار اصلی قرار دارد. ایده باز کردن دسترسی به اینترنت ماهوارهای به وسیله استارلینک، برای تسهیل جریان محتوای رسانهای هدفمند ظهور کرده است و سکوهای متخاصم را قادر میسازد تصاویر و ویدئوهایی را پخش کنند که القا کننده روایت آنها از «سرکوب» باشد، ناآرامیها را تحریک و فضایی از بی ثباتی و سردرگمی ایجاد میکند. این موضوع در خدمت تضعیف نظام قبل از هرگونه اقدام نظامی بالقوه است .
در مقابل، ایران راهبردی اتخاذ کرد که میتوان آن را «مهار انعطافپذیر» توصیف کرد، راهبردی که مبتنی بر ترکیب پاسخهای اقتصادی به برخی مطالبات اجتماعی با اقدامات امنیتی شدیدتر برای محافظت از مراکز حیاتی است. این راهبرد اهمیت خود را در گامهای عملی مانند جایگزینی رئیس کل بانک مرکزی همراه با وعدههایی برای بازگرداندن ثبات پولی، رسیدگی به سازوکار چند نرخی ارز و مبارزه با رانتخواری نشان داد. دولت اقدامات دیگری ازجمله انحلال دو بانک مظنون به ناترازی اقتصادی انجام داد و در تلاش برای کاهش تورم و افزایش حقوق، کاهش معافیتهای مالیاتی و بازتوزیع عادلانه یارانهها در قالب اعطای کالابرگ الکترونیکی با هدف جلب رضایت مردم و کاهش بحران معیشتی است .
به موازات اقدامات اقتصادی، مسئولان فاش کردند تنشهای داخلی را در چارچوب امنیتی گستردهتر مرتبط با چالشهای بینالمللی میبینند. بنابراین، اقدامات احتیاطی را برای محافظت از تأسیسات حساس، به ویژه پس از جنگ تحمیلی 12 روزه انجام دادهاند. این اقدامات شامل تقویت سامانه های نظارتی، افزایش امنیت فرودگاهها، بنادر دریایی، مراکز تحقیقاتی و تأسیسات هستهای است. طبعاً مشخص میشود ایران با اعتراضات به عنوان رویدادی صرفاً داخلی برخورد نمیکند، بلکه آن را به عنوان عرصهای از رویارویی مرتبط با جنگ ترکیبی و نفوذ خارجی میداند .
برداشتهای غرب از نتیجه تحولات ایران متفاوت است. برخی انتظار دارند مسئولان با موفقیت اغتشاشات را مهار کنند، در حالی که برخی دیگر معتقدند این تحولات شاید جمهوری اسلامی را به تغییر رفتار سیاسی خود و ورود به تفاهمات جدید طبق شروط آمریکا سوق دهد. سناریوی بسیار خطرناک، حمله مستقیم به زیرساختها و نهادهای حیاتی است. در میان سناریوها، رویکرد دیگری پدیدار میشود که بر نگه داشتن ایران زیر فشار تحریمها و هرج و مرج داخلی، استفاده از رسانهها و سکوهای دیجیتال برای دامن زدن به تفرقه، ناآرامی و همزمان فعال کردن شبکههای جاسوسی برای شعلهور کردن درگیریهای داخلی متکی است .
نمونه ای که ماهیت تفکر سیاسی غرب را آشکار میکند، این استدلال است که دولت ترامپ لزوماً به دنبال سرنگونی نظام ایران نیست، بلکه میخواهد آن را «رام» و مجبور به سازگاری با خواستههای سیاسی آمریکا کند، به شیوهای مشابه آنچه در ونزوئلا اتفاق افتاد؛ جایی که تفاهماتی در رابطه با نفت و جایگاه بینالمللی به دست آمد. طبق این دیدگاه، هدف تغییر نظام نیست، بلکه تغییر شکل سیاسی و منطقهای آن و تبدیل به نسخهای است که بتوان در چارچوب موازنه قدرت آمریکا با آن برخورد کرد .
سناریوی نظامی اغلب در چارچوبی متفاوت از جنگهای سنتی ارائه میشود. هرگونه اقدام نظامی بالقوه احتمالاً بر هدف قرار دادن نیروهای امنیتی، پلیس، بسیج و سپاه پاسداران متمرکز خواهد بود، زیرا این نیروها با اغتشاشات مقابله میکنند. ایده استقرار نیروهای آمریکایی در داخل ایران منتفی است. در اینجا، عامل امنیتی با عامل رسانهای تلاقی میکند، زیرا نمایش تصاویر سرکوب برای توجیه تهدیدها یا مداخله ضروری میشود.
محتملترین سناریو همچنان توانایی دولت در مهار بحران به وسیله اقدامات اقتصادی و کنترلهای امنیتی دقیق است
در این زمینه، مسئولان پس از آنکه اعتراضات فراتر از خواستههای اقتصادی گسترش یافت و به وسیله شبکههای اجتماعی و رسانه های معاند به انحراف کشیده شد، تصمیم گرفتند به دلایل امنیتی اینترنت را قطع یا محدود کنند. تهران معتقد است، فضای دیجیتال به عرصهای برای ایجاد هرج و مرج و ناآرامی با انتشار ویدئوهای جعلی و اخبار دروغ تبدیل شده است که در پوشش جنگ شناختی قرار میگیرد و قبل از هدف قرار دادن میدان نبرد، ذهنها را هدف قرار میدهد.
سکوهایی مانند X و فیسبوک مملو از پستهایی جعلی از حملات گسترده به معترضان و ... شدهاند. چنین اخباری زمینه مناسبی برای انتشار مییابند، به ویژه میان جوانانی که تاریخ پرشکوه مبارزه انقلاب اسلامی را علیه طاغوت و نظام شاهنشاهی تجربه نکردهاند و نیز میان بخشهایی از جامعه که زیر فشار اقتصادی زندگی میکنند. این عوامل آنها را مستعد پذیرش هر روایتی میکند که ناامیدی را افزایش می دهد و خشم را شعلهور میکند .
برای جبران نبودن اسناد معتبر به دلیل قطعی اینترنت، بسیاری از حسابهای کاربری معاند به بازنشر ویدئوهای قدیمی و تبلیغ آنها به عنوان ویدئوهای جدید، استفاده از فیلمهای تولید شده به وسیله هوش مصنوعی یا دستکاری شده برای تولید مطالب تبلیغاتی تکاندهنده متوسل شدند. در چندین مورد صحت سنجی ها نشان داد برخی ویدئوها در خارج از کشور فیلمبرداری شدند یا به رویدادهای قبلی مربوط میشوند، در حالی که نسخههای متعددی از یک صحنه با ویرایشهای مختلف ظاهر شدند که ماهیت عمدی کمپین انتشار اطلاعات جعلی را افشا کرد .
بهره سخن
جمهوری اسلامی ایران در تلاش است بحران را به وسیله رویکردی دو جانبه مدیریت کند:
- پاسخ به نگرانیهای اقتصادی برای جلوگیری از ناآرامیهای اجتماعی
- مقابله با تلاشهای خارجی برای سوءاستفاده از اعتراضات و انحراف آنها از تمرکز بر نیازهای اساسی به هرج و مرج سیاسی و امنیتی
در حالی که تهران تأکید می کند میان معترضان مسالمتآمیز و آشوبگران تمایز قائل می شود، معتقد است دخالت خارجی، تهدیدات آشکار و حمایت رسانهای و فناوری از اعتراضات با هدف سوق دادن کشور به سمت مرحله «امنیتی شدن» درگیریهاست.
محتملترین سناریو همچنان توانایی دولت در مهار بحران به وسیله اقدامات اقتصادی و کنترلهای امنیتی دقیق است، به طوری که اعتراضات به تدریج با گذشت زمان فروکش کنند و بدون تبدیل شدن به جنبش گسترده و متمرکز، به ماهیت محلی و فرقهای خود بازگردند. این موضوع به ویژه با توجه به حضور در صحنه رهبر انقلاب اسلامی که با رهنمودهای خویش تلاش میکنند گفتمانی همسوتر با احساسات بحق مردم ارائه دهند و در عین حال از تلاش های اصلی دولت حمایت کنند، صادق است .